رابطه فرد اجتنابی و اضطرابی؛ چرا جذب هم میشوند اما رابطهشان سخت میشود؟
گاهی در روابط عاطفی با الگویی روبهرو میشویم که از بیرون متناقض به نظر میرسد.
یک نفر دائماً به دنبال نزدیکی، اطمینان و دریافت محبت بیشتر است؛ اما نفر دیگر وقتی احساس میکند رابطه خیلی نزدیک شده، نیاز پیدا میکند کمی فاصله بگیرد.
یکی پیام بیشتری میدهد، بیشتر درباره رابطه سؤال میکند و دنبال اطمینان گرفتن است.
دیگری ممکن است سکوت کند، زمان بیشتری برای خودش بخواهد یا هنگام صحبت درباره احساسات عمیق احساس فشار کند.
این همان الگویی است که در روانشناسی روابط با عنوان چرخه دلبستگی اضطرابی و اجتنابی شناخته میشود.
در این نوع رابطه معمولاً یک نفر گرایشهای اضطرابی بیشتری دارد و فرد دیگر گرایشهای اجتنابی.
فرد اضطرابی بیشتر از فاصله گرفتن و از دست دادن رابطه میترسد؛ در حالی که فرد اجتنابی ممکن است از صمیمیت بیش از حد، وابستگی یا احساس محدود شدن ناراحت شود.
نکته مهم این است که هیچکدام از این دو سبک به معنی «بد بودن» یک فرد نیستند. سبک دلبستگی بیشتر درباره الگوهای احساس، فکر و واکنش در روابط نزدیک صحبت میکند.
برای شناخت بهتر هر کدام از این الگوها، ابتدا میتوانید با دلبستگی اضطرابی چیست و نشانههای فرد مضطرب در رابطه و همچنین دلبستگی اجتنابی چیست و نشانههای فرد اجتنابی در رابطه عاطفی آشنا شوید.
دلبستگی اضطرابی و اجتنابی چه تفاوتی دارند؟
برای درک این چرخه، ابتدا باید تفاوت نیازهای عاطفی این دو سبک را بشناسیم.
فرد دارای دلبستگی اضطرابی معمولاً چه چیزی را تجربه میکند؟
فرد دارای دلبستگی اضطرابی معمولاً اهمیت زیادی برای ارتباط و نزدیکی عاطفی قائل است.
او ممکن است:
- از فاصله گرفتن شریک خود نگران شود؛
- نیاز بیشتری به اطمینان گرفتن داشته باشد؛
- تغییرات کوچک رفتار طرف مقابل را سریع احساس کند؛
- درباره آینده رابطه نگرانی بیشتری داشته باشد.
این افراد معمولاً دنبال پاسخ این سؤال هستند:
«آیا هنوز برای تو مهم هستم؟»
در مقاله 12 نشانه دلبستگی اضطرابی؛ وقتی ترس از دست دادن رابطه شدت میگیرد درباره این الگو و تأثیر آن بر احساس امنیت در رابطه بیشتر توضیح دادهایم.
فرد دارای دلبستگی اجتنابی معمولاً چه چیزی را تجربه میکند؟
فرد دارای گرایش اجتنابی معمولاً استقلال و فضای شخصی را بسیار مهم میداند.
او ممکن است:
- در بیان احساسات عمیق راحت نباشد؛
- هنگام افزایش صمیمیت احساس فشار کند؛
- برای پردازش احساسات به زمان بیشتری نیاز داشته باشد؛
- ترجیح دهد مشکلات را خودش حل کند.
این فرد معمولاً دنبال پاسخ این سؤال است:
«آیا هنوز آزادی و فضای شخصی خودم را دارم؟»
در مقاله دلبستگی اجتنابی چیست؟ نشانههای فرد اجتنابی در رابطه عاطفی این موضوع را از زاویه رفتارهای فرد اجتنابی بررسی کردهایم.
چرا فرد اضطرابی و اجتنابی جذب هم میشوند؟
شاید یکی از جالبترین بخشهای این الگو همین باشد.
چرا دو نفری که بعداً ممکن است نیازهای متفاوتی در رابطه داشته باشند، در ابتدا جذب یکدیگر میشوند؟
1. تفاوت آنها در ابتدا جذاب به نظر میرسد
در شروع رابطه، ویژگیهای هر فرد ممکن است برای دیگری جذاب باشد.
فرد اضطرابی ممکن است استقلال و آرامش فرد اجتنابی را جذاب ببیند.
او ممکن است احساس کند:
«این فرد خیلی با اعتمادبهنفس و آرام است.»
از طرف دیگر، فرد اجتنابی ممکن است گرما، توجه و علاقه فرد اضطرابی را دوست داشته باشد.
او ممکن است احساس کند:
«این فرد واقعاً به من اهمیت میدهد.»
در شروع رابطه، چیزی که بعدها تبدیل به چالش میشود، ممکن است ابتدا یک نقطه جذابیت باشد.
2. هرکدام چیزی را پیدا میکنند که برایشان مهم است
فرد اضطرابی معمولاً به دنبال ارتباط و اطمینان است.
فرد اجتنابی معمولاً به دنبال استقلال و کنترل فاصله عاطفی است.
در ابتدای رابطه، این تفاوتها ممکن است باعث ایجاد تعادل شود.
یک نفر رابطه را گرمتر میکند.
نفر دیگر احساس آرامش و ثبات بیشتری ایجاد میکند.
اما وقتی رابطه عمیقتر میشود، نیازهای متفاوت آنها ممکن است بیشتر دیده شود.
3. این الگو ممکن است برای هر دو نفر آشنا باشد
یکی از دلایلی که بعضی افراد وارد چنین روابطی میشوند، این است که این نوع ارتباط برایشان از نظر احساسی آشنا به نظر میرسد.
آشنایی همیشه به معنی سالم بودن نیست.
گاهی انسانها ناخودآگاه به سمت الگوهایی کشیده میشوند که قبلاً تجربه کردهاند.
پژوهشهای حوزه دلبستگی بزرگسالان نشان میدهد که تجربههای رابطهای اولیه و الگوهای ذهنی درباره نزدیکی و اعتماد میتوانند بر روابط بعدی تأثیر بگذارند.
پژوهشهای Mikulincer و Shaver درباره دلبستگی بزرگسالان و تنظیم هیجان در روابط یکی از منابع مهم در بررسی این موضوع است.
چرخه رابطه اضطرابی و اجتنابی چگونه کار میکند؟
یکی از شناختهشدهترین الگوهایی که در روابط میان فرد دارای دلبستگی اضطرابی و فرد دارای گرایش اجتنابی دیده میشود، چرخه نزدیک شدن و فاصله گرفتن است.
در این چرخه، هر دو نفر معمولاً تلاش میکنند نیاز مهمی را برطرف کنند، اما روش آنها برای رسیدن به امنیت متفاوت است.
فرد اضطرابی برای کاهش نگرانی خود به دنبال نزدیکی بیشتر میرود.
فرد اجتنابی برای کاهش احساس فشار، به دنبال فاصله بیشتر میرود.
در نتیجه، هر کاری که یکی از آنها برای آرام کردن خودش انجام میدهد، ممکن است دقیقاً چیزی باشد که اضطراب یا ناراحتی طرف مقابل را بیشتر میکند.
این چرخه معمولاً به شکل زیر اتفاق میافتد:

در نهایت، هر دو نفر ممکن است احساس کنند طرف مقابل آنها را درک نمیکند.
فرد اضطرابی ممکن است فکر کند:
«چرا وقتی به او نیاز دارم، کنارم نیست؟»
و فرد اجتنابی ممکن است احساس کند:
«چرا هرچقدر نزدیکتر میشوم، بیشتر احساس فشار میکنم؟»
چرا رابطه اضطرابی و اجتنابی بعد از مدتی سخت میشود؟
مشکل اصلی این رابطه معمولاً نبودن علاقه نیست.
بسیاری از این زوجها واقعاً به یکدیگر اهمیت میدهند، اما روش آنها برای تجربه امنیت عاطفی متفاوت است.
فرد اضطرابی به دنبال اطمینان است، فرد اجتنابی به دنبال فضای شخصی
فرد دارای دلبستگی اضطرابی معمولاً زمانی احساس آرامش میکند که:
- ارتباط زیاد باشد؛
- محبت دریافت کند؛
- از احساسات طرف مقابل مطمئن باشد؛
- بداند رابطه در مسیر امنی قرار دارد.
در مقابل، فرد دارای گرایش اجتنابی ممکن است زمانی احساس آرامش کند که:
- فرصت فکر کردن داشته باشد؛
- احساس نکند مجبور به پاسخ فوری است؛
- استقلال خود را حفظ کند؛
- بتواند احساساتش را با سرعت خودش پردازش کند.
هر دو نیاز میتوانند طبیعی باشند.
مشکل زمانی ایجاد میشود که هر دو نفر نیاز طرف مقابل را تهدیدی برای خود ببینند.
نشانههای یک رابطه اضطرابی-اجتنابی ناسالم
هر رابطهای که در آن یکی از افراد اضطرابی و دیگری اجتنابی باشد، الزاماً ناسالم نیست.
بسیاری از زوجها میتوانند با شناخت الگوها، ارتباط بهتری ایجاد کنند.
اما اگر این نشانهها دائماً تکرار شوند، رابطه ممکن است فرساینده شود:
1. قطع و وصل شدن مداوم رابطه
یکی از الگوهای رایج این است:
نزدیکی زیاد → احساس فشار → فاصله گرفتن → دلتنگی → برگشت دوباره
این چرخه ممکن است بارها تکرار شود، بدون اینکه مشکل اصلی حل شود.
2. یکی همیشه دنبال رابطه باشد و دیگری همیشه عقبنشینی کند
در یک رابطه متعادل، هر دو نفر برای ارتباط تلاش میکنند.
اما در این چرخه ممکن است یک نفر همیشه آغازکننده گفتگو، حل اختلاف یا ایجاد صمیمیت باشد.
در مقابل، نفر دیگر بیشتر نقش پاسخدهنده یا فرد فاصلهگیر را داشته باشد.
با گذشت زمان، این وضعیت میتواند باعث خستگی و احساس تنهایی شود.
3. اختلافها به جای حل شدن، تکرار شوند
ممکن است یک زوج بارها درباره یک موضوع مشابه بحث کنند:
- «تو هیچوقت احساساتت را نمیگویی.»
- «تو همیشه از من توقع داری.»
- «تو زیادی حساس هستی.»
- «تو زیادی فاصله میگیری.»
اما پشت این جملات معمولاً نیازهای عمیقتری وجود دارد.
فرد اضطرابی ممکن است در واقع بگوید:
«میخواهم مطمئن شوم برایت مهم هستم.»
و فرد اجتنابی ممکن است در واقع بگوید:
«میخواهم احساس کنم هنوز فضای شخصی دارم.»
آیا فرد اضطرابی و اجتنابی میتوانند رابطه موفقی داشته باشند؟
بله.
سبک دلبستگی یک حکم قطعی درباره سرنوشت رابطه نیست.
اینکه یک نفر گرایش اضطرابی دارد و دیگری گرایش اجتنابی، به این معنی نیست که رابطه حتماً شکست میخورد.
عامل مهم این است که آیا هر دو نفر حاضر هستند الگوهای خود را بشناسند و برای تغییر آنها تلاش کنند یا نه.
یک رابطه امن معمولاً زمانی شکل میگیرد که:
- فرد اضطرابی یاد بگیرد اضطراب خود را فقط از طریق تأیید گرفتن از طرف مقابل کنترل نکند؛
- فرد اجتنابی یاد بگیرد فاصله گرفتن همیشه تنها راه مدیریت فشار نیست؛
- هر دو نفر نیازهای خود را واضحتر بیان کنند؛
- اختلافها به جای فرار یا تعقیب، با گفتگو حل شوند.
پژوهشهای متعددی درباره دلبستگی نشان دادهاند که ناایمنی دلبستگی میتواند با کیفیت پایینتر رابطه ارتباط داشته باشد، اما این ارتباط به معنی غیرقابل تغییر بودن افراد نیست.
برای مثال، یک مرور پژوهشی درباره دلبستگی و روابط عاشقانه نشان میدهد که اضطراب و اجتناب دلبستگی با نحوه تجربه رضایت، حمایت و ارتباط در روابط مرتبط هستند.
میتوانید این موضوع را در مقاله علمی A meta-analysis of attachment and relationship outcomes بررسی کنید.
چگونه چرخه اضطرابی و اجتنابی را بشکنیم؟
شکستن این چرخه به معنی تغییر دادن شخصیت یکدیگر نیست.
هدف این است که هر دو نفر بتوانند واکنشهای خودکارشان را بهتر بشناسند.
1. به جای حمله، نیاز خود را بیان کنید
یکی از مهمترین تغییرها، تغییر شیوه صحبت کردن است.
به جای:
«تو اصلاً اهمیت نمیدهی.»
میتوان گفت:
«وقتی ارتباطمان کمتر میشود، احساس ناامنی میکنم و دوست دارم درباره راهی صحبت کنیم که هر دو احساس آرامش بیشتری داشته باشیم.»
این نوع بیان، طرف مقابل را کمتر وارد حالت دفاعی میکند.
2. فرد اضطرابی باید امنیت درونی بیشتری ایجاد کند
هدف این نیست که فرد دیگر به محبت نیاز نداشته باشد.
نیاز به عشق و ارتباط طبیعی است.
اما مهم است که تمام احساس ارزشمندی فرد فقط به واکنش شریک عاطفی وابسته نباشد.
کمککننده است که فرد:
- روابط اجتماعی مستقل داشته باشد؛
- اهداف شخصی خود را دنبال کند؛
- افکار اضطرابی را بررسی کند؛
- قبل از واکنش، احساس خود را بشناسد.
3. فرد اجتنابی باید یاد بگیرد فاصله را توضیح دهد
گاهی فرد اجتنابی واقعاً به زمان نیاز دارد.
این نیاز میتواند سالم باشد.
اما تفاوت زیادی وجود دارد میان:
«الان کمی زمان میخواهم، اما بعداً درباره موضوع صحبت میکنیم.»
و:
«ناگهان ناپدید شدن و رها کردن طرف مقابل در بلاتکلیفی.»
توضیح دادن نیاز به فاصله، احساس امنیت بیشتری ایجاد میکند.
4. امنیت رابطه را به صورت مشترک بسازید
رابطه سالم جایی نیست که فقط یک نفر همیشه آرام شود و نفر دیگر همیشه کوتاه بیاید.
هر دو نفر باید احساس کنند:
- شنیده میشوند؛
- نیازهایشان مهم است؛
- میتوانند بدون ترس درباره احساساتشان صحبت کنند.
آیا میتوان سبک دلبستگی را تغییر داد؟
بله، سبکهای دلبستگی میتوانند با تجربههای جدید و آگاهی بیشتر تغییر کنند.
انسانها ثابت و محدود به یک الگو نیستند.
یک فرد دارای دلبستگی اضطرابی میتواند یاد بگیرد امنیت بیشتری در خود ایجاد کند.
یک فرد دارای گرایش اجتنابی میتواند یاد بگیرد صمیمیت را راحتتر تجربه کند.
روابط امن، خودآگاهی و در صورت نیاز رواندرمانی میتوانند به ایجاد الگوهای ارتباطی سالمتر کمک کنند.
پژوهشهای Fraley درباره دلبستگی بزرگسالان نیز نشان میدهد که دلبستگی را میتوان به عنوان مجموعهای از الگوهای قابل بررسی و تغییر در نظر گرفت، نه یک برچسب ثابت شخصیتی.
اطلاعات بیشتر در پژوهشهای Chris Fraley درباره دلبستگی بزرگسالان قابل مشاهده است.
سوالات متداول درباره رابطه فرد اجتنابی و اضطرابی
بله، این امکان وجود دارد. سبک دلبستگی به معنی میزان علاقه یا توانایی دوست داشتن یک فرد نیست.
ممکن است فرد دارای دلبستگی اضطرابی و فرد دارای گرایش اجتنابی هر دو احساس عمیقی نسبت به یکدیگر داشته باشند، اما روش آنها برای تجربه صمیمیت متفاوت باشد.
یکی ممکن است عشق را بیشتر از طریق نزدیکی، گفتگو و دریافت اطمینان تجربه کند.
دیگری ممکن است عشق را در کنار داشتن فضای شخصی، استقلال و زمان برای پردازش احساسات تجربه کند.
مشکل زمانی ایجاد میشود که تفاوت این نیازها به جای اینکه شناخته شود، به شکل «بیعلاقگی» یا «زیادی حساس بودن» تفسیر شود.
هیچ قانون قطعی وجود ندارد که افراد اضطرابی همیشه جذب افراد اجتنابی شوند، اما این الگو در برخی روابط دیده میشود.
گاهی ویژگیهایی که فرد اجتنابی در ابتدای رابطه نشان میدهد، برای فرد اضطرابی جذاب است.
مثلاً:
آرام بودن؛
مستقل بودن؛
نیاز نداشتن زیاد به تأیید دیگران؛
داشتن اعتمادبهنفس ظاهری.
اما بعد از عمیقتر شدن رابطه، همان ویژگیها ممکن است به شکل فاصله گرفتن یا دسترسناپذیری عاطفی تجربه شوند.
به همین دلیل، چیزی که ابتدا جذاب به نظر میرسد، ممکن است بعدها تبدیل به نقطه اختلاف شود.
صرف داشتن سبک دلبستگی اجتنابی به معنی سوءاستفادهگر بودن نیست.
افراد اجتنابی ممکن است فقط روش متفاوتی برای مدیریت نزدیکی و احساسات داشته باشند.
اما مانند هر رابطه دیگری، رفتارهای آسیبزا باید جداگانه بررسی شوند.
رفتارهایی مانند:
نادیده گرفتن عمدی احساسات طرف مقابل؛
تهدید به ترک رابطه برای کنترل کردن؛
سکوت طولانی برای تنبیه؛
بیاحترامی یا تحقیر؛
با مفهوم سبک دلبستگی توضیح داده نمیشوند و نباید توجیه شوند.
هدف کاهش محبت نیست.
مشکل معمولاً خود محبت نیست؛ بلکه زمانی ایجاد میشود که ترس باعث شود فرد برای گرفتن اطمینان، دائماً خودش را فراموش کند.
در یک رابطه سالم، فرد میتواند:
محبت کند؛
علاقه نشان دهد؛
نیازهای خود را بیان کند؛
اما همزمان ارزشمندی و آرامش خود را فقط به واکنش طرف مقابل وابسته نکند.
بله.
گرایش اجتنابی به معنی ناتوانی در صمیمیت نیست.
بعضی افراد با شناخت بهتر احساسات خود، تجربه روابط امنتر و یادگیری مهارتهای ارتباطی میتوانند راحتتر درباره نیازها و احساساتشان صحبت کنند.
هدف تغییر شخصیت فرد نیست؛ هدف ایجاد تعادل میان استقلال و صمیمیت است.
نتیجهگیری
رابطه میان فرد دارای دلبستگی اضطرابی و فرد دارای گرایش اجتنابی یکی از الگوهای پیچیده در روابط عاطفی است.
این دو نفر گاهی به دلیل تفاوتهایشان جذب یکدیگر میشوند؛ یکی گرما و توجه بیشتری به رابطه میآورد و دیگری استقلال و آرامش بیشتری نشان میدهد.
اما زمانی که رابطه عمیقتر میشود، همان تفاوتها ممکن است به یک چرخه دشوار تبدیل شوند:
فرد اضطرابی برای نزدیک شدن بیشتر تلاش میکند.
فرد اجتنابی برای حفظ فضای شخصی فاصله میگیرد.
و هر دو نفر احساس میکنند نیازهایشان دیده نمیشود.
شناخت این چرخه میتواند اولین قدم برای تغییر آن باشد.
هدف شناخت سبکهای دلبستگی این نیست که افراد را برچسب بزنیم یا بگوییم یک رابطه حتماً موفق یا ناموفق خواهد بود. هدف این است که بفهمیم چرا بعضی واکنشها در روابط تکرار میشوند و چگونه میتوان ارتباطی امنتر ساخت.
یک رابطه سالم زمانی شکل میگیرد که دو نفر بتوانند همزمان دو نیاز مهم انسانی را حفظ کنند:
نزدیکی و استقلال.

